بسمالله الرحمن الرحیم
گفتن از آشنایی کودکانهم با رایانه، رفاقتی که از ابتدا میانمان رخ داد، ورود اتفاقیم به طراحی و سپس ورودم به دنیای کسبوکارهای رایانهای و تمام چیزی که در این بیست سال گذشته است شاید چیز زیادی به جهانمان نیفزاید، اما حداقل برونرفت کوتاهیست برای یک ذهن درونگرا که همواره فکر کردن به دنیای عجیبمان و آنچه بر این ۷ میلیارد و اندی انسان میگذرد را به حرف زدن از خود ترجیح داده است. در ابتدای دههٔ سوم زیستم در این آشوبگاه خاکیم و گمانم این است که شاید کمی باید نوشت تا آرام یافت.
پانوشت: اینکه چه اتفاقی افتاد که بعد سیزده سال کار با برند شخصی خودم، از مهرماه ۱۴۰۳ تصمیم گرفتم که کمکم به یک برند غیرشخصی مهاجرت کنم داستان زیاد داره، حتما در موردش خواهم نوشت.
تصویر پست از Simon Oxley: نمایهٔ Dribbble

دیدگاهتان را بنویسید